تبليغاتX
دوباره....شروع میکنم

دوباره....شروع میکنم

تا آخر راه می رفتم اگر سر راهم نقطه نمی گذاشتی

پست اول

این سوالی که میپرسم و جواب هایی که شما میدین نتایج خیلی قشنگی داره

با جواب دادنتون امتحانش کنید...

نتیجه به وبلاگ یا ایمیلتون ارسال میشه...

۱۰ تا جواب قشنگم تو پست بعدی میاد...

هر روزم تعدادی از جواب ها رو هم به همین پست اضافه میکنم...

ممنون

فرض کن دو نفر لب پرتگاه  هستن که به کمک شما احتیاج دارن

یکی شون کسی هست که شما دوسش دارین یکه هم کسی هست که اون شما رو دوست داره...

کدومشون رو نجات میدی؟؟؟؟؟؟ دلیل انتخابتون رو هم بگین......

 

چند تا از نظرات:

------------------------------------------------------------------------

 

توسط مهدی

http://mahdiaton.blogfa.com/

من كه ميرم سراغ عشق خودم چون اخر بي رحميم البته اگه فقط يه نفرشون بتونم نجات بدم اگه نه كه اون يكي رو هم نجات ميدم

------------------------------------------------------------------------

توسط یاس

http://yasebanafshman.blogfa.com/

اون که به من نزدیکتره

------------------------------------------------------------------------

توسط مژده

چه سوالایی میپرسی معلوم اونی که منو دوس داره

 

------------------------------------------------------------------------

توسط عاطی جووووووووووووووون

www.asalmasih66@yahoo.com

سلام کشتی منو با سوالت من میگم کسی که دوستم داره و عاشقمه رو نجات میدم چون شاید اونی که من دوستش دارم یه روز بزاره بره ولی اونی که عاشقمه هیچ وقت ترکم نمیکنه حالا جواب همین سوالو خودت بگو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

------------------------------------------------------------------------

توسط تنخای تنها

http://ali69darab.blogfa.com/

اونی که دوستم داره نجات میدم ولی دلیلش رو نمیدونم
------------------------------------------------------------------------

توسط  دختر جوان

http://nbreakheart.blogfa.com

اوه اوه چه سوالی پرسیدین خیلی سخته ولی من به شخصه اگه تو چنین موقعیتی قرار بگیرم احتمالا اون قدر راجب اینکه کدوم یکیشونو نجات بدم فکر میکنم که هر 2 تاشون پرت میشن ته درهاونوقت میشینم واسه هر دوشون گریه میکنم که دل هیچ کدومشون نشکنه

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 15:8  توسط مرتضی  | 

دوباره شروع شد...

سلام

بعد ۱ سال میخوام دوباره وبلاگم رو راه بندازم

گفتن نداره ولی از وقتی که از وبلاگ و وبلاگ نویسی دور شدم فکر کنم از آدمی زادی هم دور شدم....

اصلا میدونستم که قرار این طور بشه واسه همینم بود که اسم وبلاگم رو دوباره گذاشتم....

این پست اول رو واسه دل خودم مینویسم....

امیدوارم موفق بشم

امیدوارم مطالبی بذارم که بدرد بخور باشه...

اگه بشه میخوام این دفعه مطالبی درباره ....... بذارم....

تو پست بعدی متوجه میشین...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 14:52  توسط مرتضی  |